بازار در مدار اعتراض
- شناسه خبر: 6808
- تاریخ و زمان ارسال: 17 دی 1404 ساعت 17:42
- بازدید : 31
- نویسنده: گلبرگ تبریز

طاهر خیری. بازار همیشه نقشی فراتر از یک مرکز خرید داشته است. بازار همواره شاخص اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی بوده است. وقتی بازاریان مغازهها را میبندند، معنایش این است که:قیمتها قابل پیشبینی نیست،ارزش پول ملی سقوط کرده و امکان ادامه فعالیت اقتصادی از بین رفته است.در روزهای اوج اعتراض، قیمت دلار تا 147 هزار تومان افزایش یافت.عددی که نهتنها تولید را فلج میکند، بلکه روان جامعه را نیز دچار شوک میسازد.
اعتراضهای اخیر بازاریان در شهرهای مختلف، تنها یک واکنش صنفی به گرانیها نیست؛ این اعتراضها نشانهای از عمیق تر بحران در اقتصاد است که در لایههای مختلف جامعه رسوخ کرده و اکنون در بازار، یعنی قلب سنتی اقتصاد ایران، خود را آشکار کرده است.
بازاریان از چند مسئله اساسی گلایه دارند:بیثباتی شدید قیمتها امکان قیمتگذاری را از بین برده است، قدرت خرید مردم کاهش و فروش نیز افت کرده و سقوط ارزش ریال که هزینه تأمین کالا را چند برابر کرده است این وضعیت باعث شده بسیاری از کسبه ترجیح دهند مغازهها را ببندند تا اینکه با ضررهای روزانه مواجه شوند.
ثبات اقتصادی، آرامش بازار
ثبات اقتصادی، نخستین و مهمترین عامل آرامش در بازار است. تجربه نشان میدهد هر زمان نوسانات ارزی مهار شده و سیاستهای اقتصادی قابل پیشبینی شدهاند، بازار به سرعت واکنش مثبت نشان داده است. در چنین شرایطی، اعتماد میان فروشنده و خریدار افزایش مییابد، معاملات رونق میگیرد و رفتارهای هیجانی جای خود را به تصمیمهای منطقی میدهد.
ثبات قیمتها همچنین هزینههای پنهان فعالیت اقتصادی از ریسک نوسان تا احتکار و خریدهای اضطراری را کاهش میدهد و زمینه را برای برنامهریزی تولیدکنندگان و توزیعکنندگان فراهم میسازد. نتیجه این روند، افزایش قدرت خرید مردم، رشد سرمایهگذاریهای خرد و کلان و بازگشت بازار به مسیر طبیعی رقابت سالم است.به بیان دیگر، ثبات اقتصادی نهفقط یک شاخص کلان، بلکه پایه اصلی سلامت بازار و پیششرط رونق تجارت شهری است.
اعتراض آری، اغتشاش نه
اعتراض بازاریان یک هشدار جدی است؛ زیرا بازار ستون سنتی اقتصاد ایران است و نارضایتی آن میتواند به رکود گستردهتر منجر شود بیثباتی اقتصادی به سرعت به بیثباتی اجتماعی تبدیل میشود فروپاشی اعتماد به سیاستهای اقتصادی، سرمایهگذاری و تولید را متوقف میکند.
بازاریان، برخلاف بسیاری از گروههای اجتماعی، معمولاً دیر به اعتراض میرسند.وقتی آنان به خیابان میآیند، یعنی اقتصاد به نقطه جوش رسیده است.این اعتراضها پیامی روشن دارد تا زمانی که سیاستهای اقتصادی اصلاح نشود، اعتماد عمومی بازسازی نگردد و ثبات به بازار بازنگردد، نه بازار آرام خواهد شد و نه جامعه.
در تحلیل رویدادهای اجتماعی، تفکیک میان «اعتراض» و «اغتشاش» اهمیت اساسی دارد. اعتراض، حقی شناختهشده برای بیان نارضایتی عمومی است؛ کنشی هدفمند، مطالبهمحور و عاری از خشونت که به دنبال اصلاح سیاستها یا تصمیمات است. در مقابل، اغتشاش زمانی شکل میگیرد که رفتارهای خشونتآمیز، تخریب اموال عمومی یا تهدید امنیت شهروندان جای مطالبهگری را بگیرد و حرکت اجتماعی از مسیر قانونی خود خارج شود.
به بیان دیگر، تفاوت این دو نه در نوع خواستهها، بلکه در نوع رفتار است. اعتراض بر پایهٔ گفتوگو و مطالبه شکل میگیرد، اما اغتشاش با خشونت و اختلال در نظم عمومی شناخته میشود. تشخیص این مرز برای تحلیلگران، رسانهها و سیاستگذاران ضروری است تا بتوانند تصویری دقیق و منصفانه از تحولات اجتماعی ارائه دهند.








