
صلهرحم؛ کوتاهترین راهِ گرم شدن دلها
گلبرگ تبریز- اعظم نعیمی: چراغ نفتی قدیمی گوشه حیاط، هنوز سر جایش است؛ چراغی که سالهاست شاهد آمدن و رفتن آدمها، خندههای عصرگاهی و حرفهایی بوده که همیشه راهشان را به دل پیدا کردهاند. این گزارش، قصه همان چراغ است؛ قصه صلهرحم، از زبان سه نسل که هر کدام روایت خودشان را دارند؛ پدربزرگی که خاطره است، مادربزرگی که پناه است و عمویی که میان دیروز و امروز پل میزند. خانهها بزرگ شدند، دلها کوچکتر پدربزرگ روی تخت چوبی نشسته، در حالی که عصا کنارش و چشمانش با خاطرهها قدم میزنند، میگوید: آن وقتها فامیل تفریح نبود که اگر وقت داشتی...








