• ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
Telegram Eaparat Whatsapp Eeitaa

۴ مرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲:۴۶

  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • جامعه
    • فرهنگی
    • ورزشی
    • شهری
    • اقتصادی
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • جامعه
    • فرهنگی
    • ورزشی
    • شهری
    • اقتصادی
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
جستجو

نبض ایثار در دل مادران و همسران شهدا / در سایه‌سار مهربانی

  • شناسه خبر: 6341
  • تاریخ و زمان ارسال: 13 آذر 1404 ساعت 9:47
  • نویسنده: گلبرگ تبریز
به گزارش گلبرگ تبریز، اینجا، موزه خاموش خاطره‌ها بوی کهنه عکس‌ها با عطر بهشت درآمیخته و سکوت قاب‌ها، بلندتر از هر فریادی، داستان ایثار را زمزمه می‌کند، هر قاب عکسی روایتی است از نبضی که هنوز در سینه زمان می‌تپد.

به گزارش گلبرگ تبریز،

در گردباد تاریخ، گاه چهره‌هایی پدیدار می‌شوند که گویی از جنس دیگری هستند؛ از تاروپود نور بافته شده‌اند. مادران شهدا، این فرشتگان خاک‌نشین، با دل‌هایی به وسعت آسمان و روح‌هایی به استواری کوه، حماسه‌ای را آفریدند که هرگز کهنه نخواهد شد.

آنان در سکوت مقدس خانه‌هایشان، نهال عشق را به باشکوه‌ترین درخت ایثار تبدیل کردند و باغی پرورش دادند که میوه‌هایش، جان‌های پاک فرزندان این مرز و بوم بود.

تصور کنید زنی را در سپیده‌ دمی سرد؛ دستان پینه‌بسته‌اش را به آسمان می‌گشاید و با چشمانی نمناک، اما مصمم، تنها گوهر وجودی اش را به امواج خروشان رودی می‌سپارد.

قلبش از غمی سنگین فشرده می‌شود، اما لب‌هایش با نام خداوند به لرزه درمی‌آید. این تصویر، یک تابلوی نقاشی نیست؛ واقعیت زندگی زنانی است که عشق به خدا و میهن را در رگ‌هایشان جاری ساختند، آنان در دل توفان، چراغ امید را روشن نگاه داشتند و با اشک‌های شبانه‌شان، بنیان استواری برای فرداها ریختند.

172524599

به مناسبت عظمت و بزرگی قلب این مادران امروز همزمان با سالروز وفات حضرت ام البنین مراسمی باشکوه با عنوان شکوه ایثار به منظور تجلیل از مادران و همسران شهدا در حرم مطهر حضرت معصومه و بقاع متبرکه سراسر کشور برگزار می شود.

هنگام بدرقه، گویی زمان از حرکت می‌ایستاد؛ مادری با دستان لرزان، کوله‌بار سبک سربازی فرزندش را مرتب می‌کرد؛ درون آن، نه تجملاتی بود و نه ترسی، تنها ایمانی به وزن تاریخ جای گرفته بود. نگاهش را به چشمان فرزند می‌دوزد؛ نگاهی که در آن اقیانوسی از مهر و موجی از غرور موج می‌زد. او می‌داند که این آخرین دیدار است، اما هرگز اجازه نمی‌دهد قطره اشکی بر گونه‌اش جاری شود، بوسه‌ای بر پیشانی اش می‌گذارد؛ بوسه‌ای که حکایت از پیمانی ابدی دارد.

و سپس، آن لحظه هولناک فرا می‌رسید؛ لحظه‌ای که پیکر بی‌جان عزیزش را در آغوش می‌گرفت. بدنش از غم می‌لرزید، اما روحش چون کوهی استوار بود. او جسد خونین فرزندش را می‌بوسید؛ همانگونه که روزی او را در گهواره می‌بوسید. بوی خاک و خون، فضای اتاق را پر کرده بود، اما در چشمان درخشنده مادر، آرامشی جاودانه موج می‌زد. او می‌دانست که فرزندش به ملاقات معشوق رفته است.

171574713

ین مادران، پیکرهای بی‌جان را در آغوش می‌گرفتند، اما گویی تاجی از نور بر سرشان می‌نهادند. اشک‌هایشان، چون مرواریدهایی گران‌بها، بر روی گونه‌هایشان می‌غلتید و بر خاک می‌چکید. هر قطره اشک، روایتی بود از عشقی که هرگز پایان نمی‌یابد. آنان در سکوت خود، فریادی را در تاریخ به ثبت رساندند که تا همیشه طنین‌انداز خواهد بود.

در جنگ ۱۲ روزه نیز، این داستان قدیمی با روایتی تازه تکرار شد. مادری در آستانه در ایستاده بود و به فرزندش می‌نگریست. باد، موهای سپیدش را کنار می‌زد و در چشمانش، شکوه یک امپراتوری از عشق نمایان بود. او می‌دانست که ممکن است این آخرین باری باشد که چهره فرزندش را می‌بیند، اما با لبخندی تلخ و شیرین، او را به پیشواز سرنوشت می‌فرستد.

این مادران، قهرمانان گمنام این سرزمین هستند. آنان در سایه عشق خود، درخت وجودی ملتی را آبیاری کردند تا همیشه سبز و پایدار بماند. هر یک از این زنان، گویی کوهی از الماس بودند که در آتش مصیبت، درخشش‌شان بیشتر می‌شد. نام و یادشان تا ابد در آسمان میهنمان خواهد درخشید و نسل‌های آینده، وامدار اشک‌ها و دعاهای آنان خواهند بود.

بی‌تردید، قلب هر مادری در آن شب‌های سرد و طولانی، با هر شلیک توپ می‌لرزید. او پنجره را می‌بست، اما نمی‌توانست صدای جنگ را از گوشۀ قلبش بیرون کند. گاه بر مرز جنون قدم می‌گذاشت، اما دوباره با یاد خدا و عکس فرزندش به تعادل بازمی‌گشت. سکوت خانه، برایش بلندترین فریادها را داشت و هر لحظه، منتظر شنیدن زنگ در بود. این انتظار، عذابی بود که تنها مادران شهید طعم آن را چشیده‌اند.

در میانه انبوه خاطرات، یک خاطره همیشه زنده می‌ماند: روزی که فرزندش برای آخرین بار کفش‌هایش را وارسی کرد. مادر می‌دانست که این کفش‌ها دیگر از آن مسیر بازنخواهند گشت. با این حال، با لبخندی که از پشت ابری از اشک می‌درخشید، به او گفت: “پسرم، با قدم‌های استوار برو.” این جمله، سنگین‌ترین جمله‌ای بود که از دهان مادری بیرون آمده بود.

روزهای پس از شهادت، برای مادران فصل عجیبی بود. گاه بوی پیراهن فرزندشان را در آغوش می‌گرفتند و در سکوتی محض، با آن صحبت می‌کردند. گویی او در اتاق مجاور زندگی می‌کرد و هر لحظه ممکن بود در را باز کند. این توهم شیرین، تنها داروی آرامبخش دل‌های زخم‌خورده بود. آنان در این رؤیاهای بیداری، زندگی دوباره‌ای می‌یافتند.

مادران شهید، در نبود فرزندانشان به پناهگاه دیگر خانواده‌ها تبدیل می‌شدند. آغوششان برای تمامی داغدیده‌ها باز بود و کلماتشان مرهمی بر زخم‌های بی‌شمار. آنان یاد گرفته بودند که چگونه درد را به عزت تبدیل کنند و رنج را به منبعی از قدرت. در چشمان این مادران، گویی اقیانوسی از آرامش جاری بود که هر موجش داستان ایثاری بی‌نظیر را روایت می‌کرد.

 

مطالب مرتبط

مز

تبریز؛ پایتخت سلامت مغز

اداری

آغاز به کار سامانه فوریت های اداری در آذربایجان شرقی

کنکور

کنکور در زمان اعلام شده برگزار خواهد شد

بهزیسیتی

300 خانواده متقاضی فرزندخواندگی/۱۰۴ هزار نفر مستمری‌بگیر بهزیستی

پویش

پویش «باید برخاست» در آذربایجان شرقی آغاز شد

photo27987946721

لزوم پاسداشت گویش ها،زبان ها،تنوع قومی و فرهنگی

مزایده

“آگهی مزایده عمومی 10 دستگاه اتوبوس دوکابین و 10 دستگاه اتوبوس شهری و یک دستگاه کامیونت خاور (اسقاطی) شرکت واحد اتوبوسرانی تبریز و حومه”

رهبری

پیام رهبر معظم انقلاب به ملت ایران درمورد تفاهم‌نامه رؤسای جمهوری ایران و آمریکا

لغو پاسخ

16 + نوزده =

جدیدترین مطالب

آرشیو خبر ها
  • مزایده
    ویژه سردبیر 3 مرداد 1405

    آگهی مزایده عمومی

  • روزصنعت
    وعده مسئولان 31 تیر 1405

    اافتخارآفرینی صنعتگران آذربایجان‌شرقی در رویداد ملی روز صنعت و معدن

  • ترافیکاتور
    وعده مسئولان 31 تیر 1405

    آغاز کارگاه‌های «ترافیکاتور» با محوریت پارک دوبل‌

  • سوگ
    ویژه سردبیر 31 تیر 1405

    تبریز در سوگ ریحانه کربلا/شبی که شعر آیینی با اشک درآمیخت

  • مز
    ویژه سردبیر 31 تیر 1405

    تبریز؛ پایتخت سلامت مغز

تبلیغات

🚀
سایت فا
مرکز طراحی سایت تخصصی
طراحی و اجراء تخصصی سایت های خبری و فروشگاهی با جدیدترین تکنولوژی‌های روز، سئو حرفه‌ای و پشتیبانی 24 ساعته
🛒
فروشگاهی
📰
خبری
📱
واکنش‌گرا
🔍
سئو حرفه‌ای
پشتیبانی 24/7
مشاهده نمونه کارها

جدیدترین مطالب

  • آگهی مزایده عمومی
  • اافتخارآفرینی صنعتگران آذربایجان‌شرقی در رویداد ملی روز صنعت و معدن
  • کارتونیست ها ترافیک تبریز را روایت می‌کنند؛ آغاز کارگاه‌های «ترافیکاتور» با محوریت پارک دوبل‌
  • تبریز در سوگ ریحانه کربلا/شبی که شعر آیینی با اشک درآمیخت
  • برگزاری سومین همایش ملی روز جهانی مغز در تبریز/ تبریز؛ پایتخت سلامت مغز
  • سبدهای کوچک در روزهای پرتنش؛ چرا دیگر خبری از خریدهای هیجانی نیست؟
  • آغاز به کار سامانه فوریت های اداری در آذربایجان شرقی

پربازدیدترین ها

  • بازدید: 2,393 بازار تبریز رستوران کجا بریم؟/ 10 رستوران معروف بازار تبریز
  • بازدید: 1,677 بسیج؛ روایت ایستادگی، ایمان و امید
  • بازدید: 1,530 «فضای مجازی؛ فرصت‌های طلایی، تهدیدهای پنهان»
  • بازدید: 1,467 تبریز، گنجینه‌ای پشت درهای بسته | دیپلماسی شهری؛ کلید گمشده تبریز در قفل جهانی؟
  • بازدید: 1,452 اقامت یک میلیون گردشگر داخلی و خارجی در آذربایجان شرقی
  • بازدید: 1,378 برخورد با ارباب‌رجوع؛ آیینه‌ی فرهنگ اداری ما
  • بازدید: 1,322 ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و جایگاه زن در فرهنگ اسلامی
پایگاه خبری گلبرگ تبریز به شماره مجوز 96365 به مدیر مسئولی طاهر خیری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار دریافت کرده است. وی که دانش آموخته روزنامه نگاری می باشد سالها در مطبوعات کشوری و استانی قلم فرسایی کرده است.

دسترسی سریع

  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی

شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید …

Eaparat Whatsapp Telegram Instagram Eeitaa

مجوز سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی گلبرگ تبریز   می باشد.
طراحی و توسعه: مرکز طراحی سایت سایت فــــا