تبریز در سوگ ریحانه کربلا/شبی که شعر آیینی با اشک درآمیخت
- شناسه خبر: 7502
- تاریخ و زمان ارسال: 31 تیر 1405 ساعت 19:23
- نویسنده: گلبرگ تبریز

نورهای شبستان امامزاده سیدحمزه تبریز آرام بود. میهمانان و شاعران آیینی از شهرهای مختلف کشور، کنار هم مینشستند. هنوز برنامه آغاز نشده بود که نگاه بسیاری، ناخودآگاه به نخستین دوره این کنگره بازمیگشت؛ به سال گذشته و به چهرههایی که امروز دیگر در میان اهل شعر و ادب نیستند.
نام رهبر شهید که به میان آمد، سکوتی کوتاه بر فضا نشست. مردی که ذوق ادبی و انس دیرینهاش با شعر، همواره برای شاعران آیینی مایه دلگرمی بود، این بار تنها در خاطرهها حضور داشت؛ حضوری که در طول مراسم بارها با شعر و یادآوری دیدارهای قدیمی، زنده شد.
نخستین شاعری که پشت تریبون قرار گرفت، بلال کمالی بود؛ شاعری که سالها پیش در روزگار جوانی، افتخار شعرخوانی در محضر رهبر را تجربه کرده بود. امروز اما با چهرهای پختهتر و تجربهای بیشتر، همان شور سالهای دور را در صدایش داشت. شعر ترکی او، مرثیهای برای حضرت رقیه(س) بود؛ دختری که به تعبیر شاعر، کودکیاش در میان آتش و اسارت گم شد و نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار شد.
پس از او نادر سالک، شاعر نامآشنای آیینی، فضای مجلس را با اشعاری به زبان فارسی و ترکی رنگ دیگری بخشید. واژههایش آرام و سوزناک از مصائب اهلبیت(ع) میگفت و حضار را به روزهای محرم و خرابه شام میبرد.
نوبت به محمد رسولی رسید؛ غزلسرای جوانی که سالها شعرهایش مورد توجه و علاقه رهبر شهید قرار داشت. او ابتدا غزلی در وصف حضرت رقیه(س) خواند؛ شعری که از رنج کودکی در اسارت میگفت. اما آنچه فضای مجلس را بیش از پیش متأثر کرد، ابیاتی بود که در سوگ رهبر شهید سرود؛ ابیاتی که بار دیگر جای خالی مردی اهل شعر و ادب را در ذهن حاضران زنده کرد.
در ادامه، علی حنیفه، شاعر نامآشنای زنجانی، پشت تریبون ایستاد. سالها از روزی گذشته بود که جوانی کمسنوسال، شعری در وصف حضرت زهرا(س) در حضور رهبر خوانده بود. امروز اما همان شاعر با محاسنی سپید و چهرهای که گذر سالها را روایت میکرد، پیش از شعرخوانی، خاطره آن دیدار را مرور کرد و سپس مرثیهای در وصف سیدالشهدا(ع) خواند؛ مرثیهای که رنگ و بوی تجربه و اخلاص داشت.
احمد بابایی نیز از دیگر شاعران این شب بود. صدای او با روضه حضرت رقیه(س) گره خورد؛ آنجا که از آغوش گرفتن سر بریده امام حسین(ع) توسط دختر سهساله کربلا گفت. واژهها آرام ادا میشد، اما اثرشان بر دلها عمیق بود و بسیاری از حاضران بیاختیار اشک میریختند.
در میان شعرها، نوبت به سخنرانی میزبان مراسم رسید. حجتالاسلام سیدکاظم زعفرانچیلر، عضو شورای اسلامی شهر تبریز، سخنانش را با یاد حضرت رقیه(س) آغاز کرد و گفت: امشب همه به یاد کودکی گرد هم آمدهاند که تاریخ او را نه با تعداد سالهای عمر، بلکه با عمق مظلومیتش میشناسد.
او، حضرت رقیه(س) را شهیدهای بیهمتا در واقعه عاشورا توصیف کرد و افزود: اگر دیگر شهیدان کربلا با شمشیر و نیزه به شهادت رسیدند، حضرت رقیه(س) از شدت اندوه و داغ پدر جان سپرد؛ مظلومیتی که در تاریخ نمونهای کمنظیر دارد.
زعفرانچیلر، حضرت رقیه(س) را زبان گویای همه کودکان مظلوم جهان دانست و گفت: از خرابه شام تا غزه، یمن و هر سرزمینی که کودکان با صدای انفجار از خواب میپرند، نام رقیه(س) همچنان زنده است. رقیه تنها نام یک دختر نیست، بلکه وجدان بیدار بشریت است.
وی با تاکید بر جایگاه شعر آیینی، اظهار کرد: شعر اهلبیت(ع) صرفا یک هنر نیست، بلکه رسالتی تاریخی برای حفظ حافظه شیعه است؛ رسالتی که هر شاعر با سرودن مرثیه، بار دیگر با حقیقت عاشورا تجدید پیمان میکند.
سخنان او با این جمله به پایان رسید که «تا عاشورا زنده است، ظلم هرگز احساس پیروزی نخواهد کرد»؛ جملهای که با تکبیر و صلوات حاضران همراه شد.
در بخش دیگری از مراسم، از دومین مجموعه شعر «ریحانهالحسین(ع)» رونمایی شد؛ مجموعهای که آثار شاعران آیینی این کنگره را در خود جای داده است.
اما پایان برنامه ای که به همت سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز، با همراهی شورای اسلامی شهر و نهادهای فرهنگی و مذهبی و با همدلی شهروندان سوگوار و متدین تبریز برگزار شد، بیش از آنکه پایان یک مراسم باشد، آغاز روضهای دیگر بود. حاج بهرام عراقیزاده و حاج مهدی قربانی با نوای مرثیه، مجلس را به اوج احساس رساندند.
شعرها دیگر تنها خوانده نمیشد؛ زمزمه میشد، گریسته میشد و در میان هقهق آرام حاضران امتداد پیدا میکرد.
وقتی آخرین نوای مداحی در شبستان پیچید، بسیاری هنوز بر جای خود مانده بودند. گویی کسی دلش نمیآمد از خرابه شام دل بکند. شبی که با شعر آغاز شده بود، با اشک به پایان رسید؛ اشکی که نشان میداد قرنها پس از عاشورا، نام رقیه(س) هنوز میتواند دلها را بلرزاند و شعر، همچنان یکی از رساترین زبانهای روایت کربلاست.








