ژن توسعه در رگهای تبریز
- شناسه خبر: 7386
- تاریخ و زمان ارسال: 28 خرداد 1405 ساعت 17:31
- بازدید : 56
- نویسنده: گلبرگ تبریز

تبریز، تنها یک نام جغرافیایی نیست بلکه یک مقام تاریخی است. شهری است که باید آن را با احترام صدا زد.
شهری که در حافظه ایران عزیزمان، همواره با پیشگامی، فرهنگ، تجارت، صنعت، غیرت، اندیشه و مدنیت همراه بوده است. تبریز فقط شهری برای زیستن نیست؛ شهری است برای فهمیدن معنای اصالت، برای دیدن پیوند گذشته و آینده و برای باور کردن اینکه توسعه، اگر ریشه در فرهنگ داشته باشد، میتواند به شکوهی ماندگار بدل شود.
در زبان شیرین آذربایجان، وقتی میگویند:
«تبریزیم، باشین اوجا اولسون»
این عبارت، فقط یک دعای عاطفی نیست؛ بیان یک نسبت عمیق میان انسان و شهر است. تبریزی، شهرش را فقط محل سکونت نمیداند؛ تبریز برای او خانه، هویت، خاطره و آینده است.
تبریز، شهر ریشهها و رویشهاست.
شهری که بازار تاریخیاش، تنها یک بنای باشکوه جهانی نیست؛ نماد اعتماد، دادوستد، اخلاق کسبوکار و پیوند دیرینه مردم با کار و تولید است. محلههای اصیلش، از ششگلان و مقصودیه تا نوبر و امیرخیز، تنها نامهایی بر نقشه نیستند؛ فصلهایی از کتاب هویت این شهرند.
در این شهر، تاریخ در موزهها محبوس نشده بلکه در رفتار مردم، در زبان گرمشان، در مهماننوازیشان، در صلابت نگاهشان و در دلبستگیشان به آبادانی جاری است.
از همینجاست که با اطمینان میتوان گفت:
ژن توسعه در رگهای تبریز جاری است.
این جمله، یک شعار نیست؛ توصیف یک حقیقت است.
تبریز در طول تاریخ، بارها نشان داده که شهر ایستادن نیست؛ شهر برخاستن است. شهر آغاز کردن، ساختن، نو شدن و راه گشودن.
در ذات تبریز، نوعی بیقراری شریف برای پیشرفت وجود دارد؛ همان روحیهای که مردم آذربایجان دربارهاش میگویند:
«آذربایجان اویاخدیر»
و تبریز، قلب تپنده این بیداری است.
توسعه در تبریز، نباید تنها در سیمان و آسفالت و برج و خیابان خلاصه شود. شهری مانند تبریز، توسعهای در شأن خود میخواهد؛ توسعهای که در آن، انسان در مرکز تصمیمها باشد.
توسعه یعنی شهروند، در شهر خود احساس کرامت کند.
یعنی کودک، کوچه را امن و شاد ببیند.
یعنی جوان، آینده را در سرزمین خود ممکن بداند.
یعنی خانواده، آرامش و کیفیت زندگی را لمس کند.
یعنی سالمند، در خیابانهای شهر، خاطرههایش را گمشده نبیند.
یعنی تاریخ، قربانی شتاب نشود و آینده، اسیر روزمرگی نماند.
تبریز، شایسته توسعهای است که هم عقلانی باشد و هم انسانی؛ هم مدرن باشد و هم ریشهدار؛ هم به اقتصاد و زیرساخت بیندیشد و هم به فرهنگ، محیطزیست، معماری، هویت محلهها و شأن شهروندان.
این شهر، ظرفیتهای فراوانی دارد؛ از موقعیت ممتاز جغرافیایی و پیشینه صنعتی و تجاری گرفته تا سرمایههای فرهنگی و تاریخی اما بزرگترین سرمایه تبریز، نه در بناها و خیابانها، بلکه در مردم آن است؛ مردمی نجیب، آگاه، سختکوش و صاحبغیرت.
تبریز را باید درک کرد، پیش از آنکه دربارهاش تصمیم گرفت.
باید دانست که این شهر، صرفا مجموعهای از معابر، پروژهها و ساختمانها نیست. تبریز موجودی زنده است؛ روح دارد، حافظه دارد، شخصیت دارد. شهری است که هم رد پای تاریخ را بر شانه دارد و هم نگاهش به افقهای آینده است.
امروز، سخن گفتن از آینده تبریز، سخن گفتن از یک مسئولیت بزرگ است.
این شهر، گذشتهای بلند دارد اما نباید تنها به گذشته تکیه کند. شأن تبریز، فقط افتخار کردن به دیروز نیست؛ ساختن فردایی است که درخور آن دیروز باشد. تبریز باید شهری باشد که فرزندانش با غرور در آن بمانند، کار کنند، بیافرینند و آینده خود را در همین خاک بجویند.
اگر خرد جمعی، مدیریت دانا، برنامهریزی علمی، احترام به هویت تاریخی و مشارکت واقعی مردم در کنار هم قرار گیرد، تبریز میتواند بار دیگر به الگویی درخشان از توسعه شهری بدل شود؛ الگویی که در آن، پیشرفت با فرهنگ آشتی دارد و آبادانی با کرامت انسان همراه است.
تبریز، گذشتهای بزرگ داشته است اما باور من این است که آیندهاش میتواند از گذشتهاش نیز باشکوهتر باشد.








