خبرنگاری که تهدید شد، اما تطمیع نه!
- شناسه خبر: 7639
- تاریخ و زمان ارسال: 16 مرداد 1405 ساعت 18:58
- نویسنده: گلبرگ تبریز

یادداشت از:ط. شایان
روز خبرنگار که میرسد، ناخودآگاه دفتر سالهای زندگیام را ورق میزنم سالهایی که با قلم گذشت، با مردم و دردهایشان گذشت.
خبرنگاری برای من هیچوقت شغلی پردرآمد نبود راهی بود که گاهی بهایش را با استرس و اضطراب، ساعتهای بیخوابی، شکایت، احضار، قضاوتهای ناعادلانه و تلخی بعضی برخوردها پرداختم.
بارها به خاطر نوشتن و پرسیدن، در جایگاه پاسخگو قرار گرفتم، نه به خاطر دروغ، بلکه به خاطر آنچه حقیقت میدانستم و وظیفه خود میدیدم روایتش کنم.
در این سالها پیشنهادهای زیادی بود پیشنهادهایی که اگر میپذیرفتم شاید زندگی آسانتر میشد. اما هیچوقت حاضر نشدم وجدانم را معامله کنم. همیشه باور داشتم اعتبار یک خبرنگار نه به دارایی او، بلکه به اعتمادی است که مردم به قلمش دارند.
خوشحالم که هیچگاه تملق نگفتم، برای هیچ مسئولی کف نزدم و حقیقت را فدای مصلحت شخصی نکردم. اگر قرار بود برای گرفتن یک خبر، یک امتیاز یا حفظ یک موقعیت، عزت قلمم را زیر پا بگذارم، همان روز باید خبرنگاری را کنار میگذاشتم.
بزرگترین افتخارم این است که مردم مرا محرم دردهایشان دانستند، درِ خانه و دلشان را به رویم گشودند، اشکهایشان را دیدم، با لبخندشان خندیدم و با غمشان گریستم.هر جا توانستم واسطهای باشم میان مردم و مسئولان تا گرهی از کار کسی باز شود، احساس کردم رسالت خبرنگاری را زندگی کردهام، نه فقط انجام دادهام.
در این مسیر روزهایی هم بود که به خاطر انجام وظیفه، فشارها و سختیهایی را تجربه کردم که شاید هیچگاه درباره همه آنها سخن نگویم. اما همان روزها به من آموخت که اگر قرار باشد حقیقت هزینه داشته باشد، سکوت گاهی هزینهای سنگینتر خواهد داشت.
شاید نوشتههایم، نگاه و اندیشهام برای عدهای خوشایند نبوده و نباشد، طبیعی است. خبرنگار اگر فقط برای تشویق شدن بنویسد، رسالتش را فراموش کرده است.
آنچه برای من ارزش دارد، دعای مادری است که مشکلش حل شد، لبخند بیماری است که صدایش شنیده شد و امید انسانی است که احساس کرد هنوز کسی هست که بیچشمداشت حرفش را بشنود.امروز، در روز خبرنگار، وقتی صفحات سالهای فعالیتم را ورق میزنم، با همه تلخیها و سختیها، وجدانم آرام است.
اگر دوباره به گذشته برگردم، باز هم همین راه را انتخاب میکنم راهی که شاید ثروتی برایم نداشته باشد، اما سرمایهای به نام اعتماد مردم و آسودگی وجدان برایم به ارمغان آورده است. روز خبرنگار برای من فقط یک مناسبت نیست یادآور عهدی است که سالها پیش با خودم بستم اینکه تا جایی که توان دارم، قلمم را نفروشم، صدای مردم بمانم و حقیقت را، هرچند سخت و پرهزینه، قربانی مصلحت نکنم.من عاشق میهنم، عاشق مردمم و طرفدار انسانیت، بدون رنگ پوست، بدون مرز نژاد و قوم و مذهب. و اگر قرار باشد یک بار دیگر انتخاب کنم، باز هم قلم را انتخاب میکنم.








