• ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
Telegram Eaparat Whatsapp Eeitaa

۲۳ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۴:۲۷

  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • جامعه
    • فرهنگی
    • ورزشی
    • شهری
    • اقتصادی
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • صفحه نخست
  • آخرین اخبار
    • جامعه
    • فرهنگی
    • ورزشی
    • شهری
    • اقتصادی
  • عکس
  • فیلم
  • درباره ما
  • تماس با ما
جستجو

شهادت در عید غدیر؛ پایان زمینی یک فرمانده ولایی

  • شناسه خبر: 6781
  • تاریخ و زمان ارسال: 15 دی 1404 ساعت 9:49
  • بازدید : 32
  • نویسنده: گلبرگ تبریز
شهید
او رفت تا ایران بایستد؛ مردی از تبار ولایت که بی‌ادعا زیست، در سخت‌ترین میدان‌ها ایستاد و سرانجام با شهادتش، اقتدار این سرزمین را معنا کرد.

گلبرگ تبریز. گاهی تاریخ، خودش روایت می‌شود، نه با عدد و تحلیل، بلکه با بغض یک زن، با سکوت یک خانه، با جای خالی مردی که رفت تا «ایران» بماند.

این روایت، روایت همسر یک فرمانده نیست، روایت زنی است که شاهد زیستن مردی بود که پیش از شهادت، شهیدانه زندگی کرد، مردی که نامش با اقتدار گره خورده بود و دلش با ولایت.

IMG 20260104 151704 155

او از مردی می‌گوید که ماموریتش را نه بر دوش، که بر جان می‌کشید، مردی که شب‌ها بی‌صدا می‌رفت تا کودکان این سرزمین با آرامش بخوابند و روزی رفت که عید ولایت بود، انگار مولایش، خودش به استقبالش آمده بود.

این گفت‌وگو سندی زنده از ایمان، مسئولیت و انتخاب درست در پیچیده‌ترین مقطع تاریخ است،

اینجا صدای زنی را می‌شنوید که هنوز دلتنگ است، اما شکسته نیست که اشک دارد، اما تردید نه. زنی که همسرش را از دست داد، اما راهش را نه.

این روایت را بخوانید تا بدانید «شهدای اقتدار» فقط یک عنوان نیست، شناسنامه مردانی است که امنیت امروز ما از نفس‌های آخر آن‌ها جان گرفته است.

حضرت علی (ع) با شهادت مزد عاشقی همسرم را داد

همسر سردار رضا جان‌نثار حسینی در گفتگو با خبرنگار تابان خبر می گوید: همسرم فرمانده اطلاعات عملیاتی شمال‌غرب کشور بود، مردی که تمام عمرش را در مسیر امنیت و عزت این سرزمین صرف کرد و در ۲۴ خرداد به شهادت رسید، او عاشق امیرالمؤمنین علی(ع) بود و عشقی عمیق و حقیقی.

IMG 20260104 151705 868

آیلار زارع ادامه می دهد: هر زمان نام حضرت علی(ع) به میان می‌آمد، بغض می‌کرد و این بغض، نشانه دلبستگی دنیایی نبود، نشانه اتصال روحش به ولایت بود، باور دارم مولایش نیز مزد این عشق خالصانه را با شهادت به او داد، آن هم در روز عید غدیر.

اقتدار شناسنامه شخصیتی همسرم بود

او اضافه می‌کند: رضا خالصانه خدمت می‌کرد، نه برای دیده‌شدن، نه برای مقام، در خانه، مردی مهربان و تکیه‌گاه خانواده بود و در میدان مسئولیت، فرمانده‌ای مقتدر و مسئولیت‌پذیر، همواره رضای خدا را بر هر چیز مقدم می‌دانست.

همسر شهید اقتدار بیان می کند: همرزمانش بارها اذعان کرده‌اند که او فرمانده‌ای قاطع، باصلابت و در عین حال دلسوز بود و وقتی شنیدم شهدای جنگ ۱۲ روزه را «شهدای اقتدار» نامیده‌اند، این عنوان برایم کاملا آشنا بود، اقتدار دقیقا شناسنامه شخصیتی همسرم بود.

IMG 20260104 151707 799

زارع ادامه می‌دهد: اواخر، حجم مسئولیت‌هایش بسیار سنگین شده بود، صبح زود از خانه خارج می‌شد و شب‌ها دیر بازمی‌گشت، گاهی اصلا به خانه نمی‌آمد، ۱۰ روز پیش از شهادتش، در خانه حضور نداشت و من و بچه‌ها خانه مادرم بودیم.

او می افزاید: چهارشنبه‌ای بود که مادرم اصرار کرد بمانیم، اما همسرم گفت: «بیایید خانه، دلم برای بچه‌ها تنگ شده.» خوشحال شدم، فکر می‌کردم جمعه کنار هم هستیم و خستگی‌اش را در خانه درمی‌کند، به‌خصوص که فردای آن روز عید غدیر بود.

همسر شهید اقتدار می‌گوید: شب پنجشنبه بی‌خواب بود، به من گفت بخوابم. زینب و زهرا بیدار بودند، تازه خوابیده بود که حدود ساعت یک‌ونیم شب تلفنش زنگ خورد، صدای پشت خط بلند و جدی بود و گفتند فورا به پادگان بیا، زینب مضطرب شد، رضا با آرامش همیشگی آماده شد، دخترمان را در آغوش گرفت و رفت. من نگرانی‌ام را پنهان کردم تا بچه‌ها نترسند.

زارع خاطرنشان می‌کند: بعد از رفتنش، شبکه خبر را نگاه کردم، دلشوره عجیبی داشتم، برایش پیام فرستادم: «اجرت با امیرالمؤمنین(ع)»، جمعه را همسرم در ماموریت بود، شنبه اما بی‌قراری عجیبی داشتم، آن روز صدای همه انفجارها را می‌شنیدم، در حالی که معمولا متوجه نمی‌شدم.

او ادامه می دهد: همسر یکی از همکاران همسرم با من تماس گرفت و پرسید: «از آقا رضا خبری داری؟» پاسخ دادم: «الحمدالله سالم هستند»، اما از لحنش فهمیدم چیزی را پنهان می‌کند.

همسر شهید اقتدار خاطرنشان می کند: رضا پیش از این در سوریه و لبنان ماموریت داشت و همان‌جا دچار عارضه ریوی شده بود، شنبه حوالی ظهر مجروح شده بود، همراه پدرشوهرم به بیمارستان رفتیم، در حیاط بیمارستان بودیم که خبر شهادتش را دادند.

زارع می گوید: علت جراحت همسرم سوختگی شدید و آسیب جدی به ریه‌ها بود، وقتی به بیمارستان رسیدیم، او در بخش ICU بود و در هوش قرار داشت، اما ساعاتی بعد به شهادت رسید.

همسرم پشتیبان ولایت فقیه بود 

او بیان می کند: پیام من به نسل جوان روشن است، باید بدانند سمت درست تاریخ کدام طرف است، همسرم همیشه می‌گفت شکرگزارم که در برهه‌ای از تاریخ ایستاده‌ام که در ایران، پشت ولی‌فقیه و ولی امر مسلمین قرار دارم.

همسر شهید اقتدار ادامه می دهد: او در بخش هوافضا خدمت می‌کرد، جایی که خار چشم دشمنان است. همین باورها مرا آرام می‌کرد، می‌گفتم هر سختی اگر برای خدا باشد، خدا خودش راه را باز می‌کند.

دشمن تلاش می‌کند جوانان ما را از هویت ایرانی و دینی‌شان بیزار کند

زارع عنوان می کند: دشمن تلاش می‌کند جوانان ما را از هویت ایرانی و دینی‌شان بیزار کند، می‌خواهد مقام مادری را تضعیف و زن را زیر سؤال ببرد، اما امنیت امروز کشور، نتیجه استقلال و ایستادگی است، اگر استقلال نداشتیم، وابسته و جیره‌خوار دشمن بودیم، اگر به دشمن باج بدهیم، هرگز دست از سر این کشور برنمی‌دارد.

او ادامه می‌دهد: رضا همراه و همسفر زندگی من بود، در تمام این سال‌ها، دست در دست هم مسیر رشد را طی کردیم، هیچ‌کس نمی‌تواند جای خالی او را برای من و بچه‌ها پر کند، گاهی دلتنگی فشار می‌آورد، اما با خودم می‌گویم خدا او را انتخاب کرد.

همسر شهید اقتدار خاطرنشان می کند: من با مردی زندگی کردم که بهشتی بود، به وعده خدا ایمان دارم که شهدا زنده‌اند و از همان‌جا نظاره‌گر و مددکار ما هستند.

زارع می‌گوید: همسرم قرار بود وصیت‌نامه‌ای بنویسد، اما فرصت نشد، تنها نوشته‌ای از سال ۹۲ باقی مانده که بیشتر جنبه خانوادگی دارد، جوانان امروز به الگوی رفتاری نیاز دارند، همسرم رضا در همین زمان و در همین شرایط زندگی کرد و انتخاب‌های درستش او را به شهادت رساند.

او می افزاید: باید زندگینامه شهدا نوشته شود تا نسل‌ها بدانند در این مقطع از تاریخ هم می‌شود با ایمان، زیبایی و اقتدار زندگی کرد.

همسر شهید اقتدار بیان می کند: ازدواج ما سنتی بود، معیار اصلی من اخلاق و ایمان بود و مسائل مالی برایم اهمیتی نداشت، باور داشتم اگر زندگی درست شکل بگیرد، روزی هم می‌رسد.

همسر شهید اقتدار ادامه می دهد: زندگی‌مان را با سادگی آغاز کردیم، پانزده سال کنار هم بودیم، شاید از نظر مادی کم، اما از نظر عمق، مهر و کیفیت، گویی یک عمر کامل زندگی کردیم.

زارع بیان می کند: همسرم نماز، روزه و حجاب را همیشه با نگاه محبت‌آمیز توصیه می‌کرد، می‌گفت خداوند این‌ها را برای خود ما خواسته تا برای آخرت‌مان ذخیره شود.

او می گوید: امروز باور دارم راه شهدا، راه آگاهی، ایمان و اقتدار است، راهی که باید روایت شود و ادامه پیدا کند.

گفتگو از زهرا ناصران

مطالب مرتبط

عمارات

احیای کلاه‌ فرنگی پاسخی به سیاست ضد آذربایجانی پهلوی است

اوقاف

افتتاح سردخانه ۱۰ هزار تنی دو مداره «شهاب ماندگار ارسباران

عمل

پیوند کامل پوست صورت در بیمارستان آموزشی درمانی سینای تبریز

1 1

دکتر ظهیرنیا: گره گشایی از دیگران لذت بخش ترین کارهاست

گراانی

تورم برخی اقلام خوراکی از ۱۰۰ تا بیش از ۴۳۰ درصد؛ روغن نباتی در صدر گرانی‌ها

ممیزاده

اصول حکمرانی حضرت علی(ع)

با شهر

مرگ ایستاده درختان؛ قربانیان بتن‌ گرایی تبریز

سیگار

بحران دودی نسل جدید

لغو پاسخ

دو + 10 =

جدیدترین مطالب

آرشیو خبر ها
  • سونگون
    وعده مسئولان 22 خرداد 1405

    گام بلند برای بازگشت منافع مس سونگون به آذربایجان شرقی

  • عمارات
    گزارش 22 خرداد 1405

    احیای کلاه‌ فرنگی پاسخی به سیاست ضد آذربایجانی پهلوی است

  • ریل
    شهروند خبرنگار 22 خرداد 1405

    خروج قطار تبریز -تهران از ریل در محدوده ترکمنچای

  • اوقاف
    جامعه 22 خرداد 1405

    افتتاح سردخانه ۱۰ هزار تنی دو مداره «شهاب ماندگار ارسباران

  • wlj 1
    وعده مسئولان 22 خرداد 1405

    *آذربایجان شرقی؛ قلب تپنده زنجیره فرش ایران / از احیای صنایع رنگ آذر تا افتتاح واحدهای جدید پشم‌شویی و ریسندگی

تبلیغات

🚀
سایت فا
مرکز طراحی سایت تخصصی
طراحی و اجراء تخصصی سایت های خبری و فروشگاهی با جدیدترین تکنولوژی‌های روز، سئو حرفه‌ای و پشتیبانی 24 ساعته
🛒
فروشگاهی
📰
خبری
📱
واکنش‌گرا
🔍
سئو حرفه‌ای
پشتیبانی 24/7
مشاهده نمونه کارها

جدیدترین مطالب

  • گام بلند برای بازگشت منافع مس سونگون به آذربایجان شرقی
  • احیای کلاه‌ فرنگی پاسخی به سیاست ضد آذربایجانی پهلوی است
  • خروج قطار تبریز -تهران از ریل در محدوده ترکمنچای
  • افتتاح سردخانه ۱۰ هزار تنی دو مداره «شهاب ماندگار ارسباران
  • *آذربایجان شرقی؛ قلب تپنده زنجیره فرش ایران / از احیای صنایع رنگ آذر تا افتتاح واحدهای جدید پشم‌شویی و ریسندگی
  • پیوند کامل پوست صورت در بیمارستان آموزشی درمانی سینای تبریز
  • دیدار با دکتر احمد ظهیرنیا پزشک نیکوکار در قالب گروه دیدار با مفاخر آذربایجان دکتر ظهیرنیا: گره گشایی از دیگران لذت بخش ترین کارهاست

پربازدیدترین ها

  • بازدید: 1,979 بازار تبریز رستوران کجا بریم؟/ 10 رستوران معروف بازار تبریز
  • بازدید: 1,651 بسیج؛ روایت ایستادگی، ایمان و امید
  • بازدید: 1,511 «فضای مجازی؛ فرصت‌های طلایی، تهدیدهای پنهان»
  • بازدید: 1,428 تبریز، گنجینه‌ای پشت درهای بسته | دیپلماسی شهری؛ کلید گمشده تبریز در قفل جهانی؟
  • بازدید: 1,353 برخورد با ارباب‌رجوع؛ آیینه‌ی فرهنگ اداری ما
  • بازدید: 1,308 ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و جایگاه زن در فرهنگ اسلامی
  • بازدید: 1,220 گازرسانی یا مرگ میراث؟ بازار تبریز در آستانه خروج از یونسکو | بازار تبریز در تله شعله های گاز
پایگاه خبری گلبرگ تبریز به شماره مجوز 96365 به مدیر مسئولی طاهر خیری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار دریافت کرده است. وی که دانش آموخته روزنامه نگاری می باشد سالها در مطبوعات کشوری و استانی قلم فرسایی کرده است.

دسترسی سریع

  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • شهری
  • جامعه
  • اقتصادی
  • فرهنگی

شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید …

Eaparat Whatsapp Telegram Instagram Eeitaa

مجوز سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی گلبرگ تبریز   می باشد.
طراحی و توسعه: مرکز طراحی سایت سایت فــــا