«هزاره مقبرهالشعرا» یا «هزاردستان» جدید مدیریتی؟!
- شناسه خبر: 7680
- تاریخ و زمان ارسال: 21 مرداد 1405 ساعت 12:45
- نویسنده: گلبرگ تبریز

گلبرگ تبریز. احد نقش شور. شورای شهر تبریز در حالی در وقتهای اضافه مسؤولیت خود، برگزاری مراسم «هزاره مقبرهالشعرا» تبریز را به تصویب رسانده است که به نظر میرسد اعضای پارلمان شهری، از حال نزار و وضعیت اسفبار این میراث هزارساله اطلاع چندانی ندارند.
البته بعید میدانیم با وجود تهیه، تولید و انتشار دستکم ۱۰ گزارش، مطلب و یادداشت مستند از اوضاع اسفبار مقبرهالشعرا توسط نگارنده و انتشار مطالب مشابه از سوی برخی رسانههای مطالبهگر در یک سال گذشته حتی یک نفر از اعضای شورای شهر بهویژه طراح و پیشنهاددهنده این طرح، برای بازدید میدانی و بررسی وضعیت مقبرهالشعرا پایش را به این مجموعه تاریخی گذاشته باشد.
گزارشها و تصاویر منتشرشده، وضعیت بخشهای مختلف این مجموعه را از زیر و رو، کف، صفهها و فضاهای داخلی و بیرونی گرفته تا المان اصلی، پستوهای تبدیلشده به پاتوق، محوطههای زیر پا افتاده، بخشهای اداری و نمایشگاهی، عناصر پیرامونی و در نهایت، مدیریت بلاتکلیف و چندوجهی این مجموعه تاریخی و فرهنگی به تصویر کشیدهاند.
فارغ از اینکه هیچیک از دستگاههای دولتی، شهری، حاکمیتی و اجرایی استان، از ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اوقاف گرفته تا شهرداری، استانداری و حتی میراث فرهنگی بهعنوان متولی اصلی نظارت بر ابنیه تاریخی، حاضر به پذیرش مسؤولیت و قصور مدیریتی خود در قبال وضعیت فعلی مقبرهالشعرا تبریز نیستند.
شورای اسلامی شهر نیز تاکنون، علیرغم انتشار فیلمها، تصاویر، گزارشها و مقالات متعدد رسانهای درباره اوضاع این «افلیج فرهنگی»، مدیریت شهری و پیمانکاران طرح بهسازی و بازسازی صفههای شمالی و جنوبی و محوطه بیرونی مقبرهالشعرا تبریز را بابت تخریب و ویرانی زودهنگام پروژههای تازه به اتمام رسیده، بازخواست و «سین، جیم» نکرده است.
حالا نیز مشخص نیست بر اساس کدام منطق و با اتکا به کدام کارستان عمرانی و فرهنگی در سطح استانداردهای جهانی، قرار است در مقبرهالشعرا «هزاره» برگزار شود؛ آن هم پیش از آنکه برای تیمارداری و درمان این بنای زخمی، مهجور و رهاشده چارهای اندیشیده شود.
مگر نه اینکه پیش از برگزاری جشن برای یک میراث هزارساله، باید ابتدا خودِ این میراث را از وضعیت اسفبار فعلی نجات داد؟
البته شاید تکرار و یادآوری هزارباره زخم های ناسور برجای مانده در پیکره مقبره الشعراء تبریز، از بخش ویران و رها شده زیرین مقبره الشعراء تا مرمت و بازسازی ناشیانه و رفع تکلیفی محوطه بیرونی و همچنین، ویرانی مشهود بخش داخلی تا فرسودگی و ریزش بخش های مختلف المان اصلی مقبره الشعراء، نیمچه وجدان خفته همه مسؤولان دخیل در اداره، مرمت، صیانت، تکمیل و توسعه پردیس قدیمی این مجموعه را کمی بیدار کند و لااقل، رجعتی شرافتمندانه به دایره ماموریتها و مسوولیتهای سازمانی، مدیریتی و حاکمیتی شان داشته باشند.
تردیدی نیست که طراحی و تصویب هیجانی و به زعم نگارنده، نمایشی “هزاره مقبره الشعراء” از سوی شورای شهر تبریز، بدون توجه به پیش نیازها و پیوست های فرهنگی، توسعه ای، رسانه ای و همچنین، کارویژه های عمرانی، معماری، بازطراحی هویتی و در نهایت، رفع زوائد و ایرادات موجود در همه بخشهای آن، مصداق “هزار راه نرفته” و “هزاردستان نوظهور مدیریتی” در یکی از قدیمیترین سایتهای میراثی، تاریخی تبریز به شمار می رود که نه هویتی از آن باقی است، نه نشانههایی از مقبره قدمای خفته در دل خاک سرخاب در دست است و نه، پیوست فرهنگی، تاریخی فاخر و رقابتی برایش نگاشته و تهیه شده است.
به زعم نگارنده، تصویب طرح موسوم به هزاره مقبره الشعرا، با عنوان و شعار دهان پرکن “هزار سال سرو و سروش”، اگر نگوئیم پروژه ای تبلیغاتی و سنگ بزرگی برای نزدن است؛ دست کم، به دلیل کلی گوئی های مرسوم، عدم اعلان جزئیات و محورهای برگزاری چنین هزاره نوظهور، عبور چراغ خاموش از الزامات و ضرورتهای بهسازی اساسی مقبره الشعراء و پیوستها و برنامههای جنبی آن، نخواهد توانست اقبال عمومی و همراهی جامعه نخبگانی را با این طرح همراه سازد.
ای کاش طراح محترم و دیگر اعضای شورای شهر، پیش از آن که روی کاکل چنین طرحی شگفت زده شوند و افکار عمومی، رسانهها و جامعه نخبگانی تبریز و ایران را با همین کلیگوئیها سرگرم کنند، ابتدا فکری به حال مصائب، دردها و زخمهای مقبره الشعراء هزارساله و جبران مافاتی باشند که در دایره سکوت و بی عملی متولیان اصلی و اقدامات رفع تکلیفی مدیریت شهری در این سایت تاریخی همچون دملی چرکین، در قلب تبریز قدیم خودنمایی می کند و به شکلی تدریجی در حال اضمحلال هویتی و فیزیکی است.








