نیامدنش دیگر دارد ابدی میشود!
- شناسه خبر: 7437
- تاریخ و زمان ارسال: 14 تیر 1405 ساعت 13:52
- نویسنده: گلبرگ تبریز

گلبرگ تبریز. احد نقش شور: هرچند تلخ و جانکاه؛ اما تاره دارد باورمان میشود که نبودن و نیامدن و ندیدنش دیگر ابدی شده، نیامدنی که اصلا به آن عادت نداریم؛ اما انگار باید به این هجر، عادت کنیم، بی.هیچ آمدن دوبارهای …
۱۲۰ روز پس از آن “صبح سبوعیت”، مصلای تهران، میزبان آخرین دیدار و بدرقه او شده است، جائی که نقطه به نقطه اش، راوی حضورهای بی تکلف، صمیمی، زاهدانه، مقتدرانه و البته پدرانه “کاریزماتیکترین رهبر” دینی، سیاسی معاصر جهان بوده و حالا، ناگزیر از غربت و فرقت ابدی با اوست.
چهارماه قبل، ۲۰ ساعت دلواپسی و امید به آمدن “آقا”، در خوف و رجاء برزخی شنبه تا یکشنبه، با هزار دلشوره لعنتی، سرانجام به نیامدنش ختم شده بود؛ نیامدن “ابرمردی” که دل یک قبیله به بودن و آمدنهای “یهویی” اش خوش بود؛ اما حالا، در طلیعه آخرین وداع، داریم به رفتن و نیامدن ابدیاش تن میدهیم.
آن روزها چشممان به تلویزیون و گوشمان به خبرهایی بود که دوست نداشتیم تلخ و جانکاه باشند؛ آخر او نشان داده بود که مرد برهم زدن معادلات جهانی و منطقهای است، منتظر بودیم، همان در آهنی منتهی به حسینیه امام خمینی (ره) یهوی باز شود و آقا، بدون عصا با همان صلابت و اقتدار و وقار همیشگی، از در درآید و دل یک قبیله را به بودنش گرم تر از قبل کند؛ اما تقدیر این بار چنین بود که نه آن در آهنی دیگر باز شود و نه آقا، از در درآید.
به بودن و حضورش مانوس و دلگرم بودیم، دلمان به همین بودن و آمدنهای گاه، گاهش میان مردم قرص بود؛ اما این دفعه، شگفتانه آمدنش را مزه نکردیم، دوست داشتیم دوباره بیاید و آمدنش، از همان جنس “آخیش” گفتنهای پس از “دل آشوبه” باشد و قرص شود دلمان؛ اما …
البته نرفته است که برگردد، هست، حضورش ملموس است، مثل تمام این نیم قرن همراهی اش با ما، مثل آن هشت سال دوران دفاع مقدس که فرمانده جنگ بود، مثل همه سالها و دهههای بییاوری ملتی که جزء “او” و خدای او، پناهی نداشتند، مثل همه سال هایی که در عالیترین درجه و سطح، فرماندهیاش را به رخ جهان و دشمنان کشید.
آقای شهید ایران، مصداق فرماندهی شجاع و نترس، دشمن شکن، غیور و سردار ایستاده در میدان بود، طوفان حوادث، ذره ای از اراده و همراهی اش با ایران و ملت نکاست، او، همواره “خار چشم” اغیار و دشمنان بود، و ثابت کرد نه تهدیدشان، نه اساعه ادبشان و نه رجزخوانیهایشان، ذره ای از ایران دوستی، مردم داری و شجاعت “آقا” نمیکاهد.
رهبر شهید ما ایستاده به پیشواز شهادت رفت، عزیز بود، عزیزتر شد، جای خالی سهیلی آقا، هیچگاه پر نخواهد شد و تا ابد، دلمان برایش تنگ خواهد ماند.








