برای حلما، دختر تبریز
- شناسه خبر: 7146
- تاریخ و زمان ارسال: 11 فروردین 1405 ساعت 11:51
- بازدید : 6
- نویسنده: گلبرگ تبریز

طاهر خیری
ابتدا. داغداریم، حزن و اندوه سراسر وجودمان را فرا گرفته است. اما اکنون وقت گریه و اشک ریختن نیست. هق هق گریه هایمان را برای فردای پس از پیروزی بر دشمن صهیونی- آمریکایی می گذاریم. آن روز هم اشک شوق ظفر خواهیم ریخت و هم برای جای خالی عزیزانمان بارانی خواهیم شد. آن روز دیر نیست.
تکلیف ملی و میهنی ما اکنون حضور در صحنه و کف خیابان هاست. کما اینکه 24 شبانه روز است با شوقی وصف نا شدنی پای آرمانهای مان و ایران عزیز ایستاده ایم. خون دلها خورده ایم، فشار اقتصادی و تحریم ها را تحمل کرده ایم. در یک کلام تا پای جان برای استقلال و آزادی سرزمین مادری مان مبارزه کردیم. در هجوم دشمن خاک خورده ایم اما خاک نداده ایم.
و اما بعد
حلما معجزه الهی ست تا زنده بماند و روایت گر مظلومیت خانواده ای از صدها خانواده ایران زمین باشد که در دل شب آماج بمب های آمریکایی صهیونی قرار گرفتند. همان دیو صفتانی که ادعا می کردند برای کمک به مردم ایران آمده اند.
دختر یک و نیم ساله تبریز تنها نیست. یک ملت میلیونی پدر و مادر و برادران و خواهران او هستند. حلما بازمانده است تا فریاد دادخواهی مردمی باشد که مورد تهاجم مدعیان دروغین حقوق بشر و دموکراسی باشد.
دلبند تبریز، بی تاب مباش، دلتنگی نکن. در این مدت بیش از 210 کودک هم سن و سال هم وطن ات شهید شده اند. ماهان، عطا و امیر حسین هم از همشهری هایت بودند که آسمانی شده اند. آنها چه معصومانه از دنیای کودکی شان پر کشیدند و قربانی اراده های شیطانی دشمنان این آب و خاک شدند.
حلما جان در کنار عروسک هایت آسوده بخواب. اما شاهد باش که رزمندگان اسلام منتقم خون خانواده ات خواهند بود. تو شاهد زنده ای هستی تا بلکه وجدان خفته جهانیان بیدار شود و دیده بگشاینند تا ببینند بر این ملت مظلوم اما مقتدر چه گذشته است.
تو در آینده ای نه چندان دور مادری خواهی شد که برای حراست از کیان وطن فرزندان رشید تحویل فردای این جامعه بدهند.انشالله








